عملكرد چیست


عملكرد چیست

این اعتقاد وجود دارد كه عملكرد تنها در یك فضای تصمیم گیری، معنی پیدا می‌كند. یعنی تصمیم گیرندگان داخلی و خارجی شركت باید در مورد عملكرد به توافق برسند.

كلمه عملكرد به طور وسیع در مبحث مدیریت مورد استفاده قرار می‌گیرد. علیرغم تواتر استفاده از این كلمه، معنی دقیق آن، بندرت توسط نویسندگان صریحاً تعریف شده است.

اغلب عملكرد با كارایی  و اثربخشی  تعریف شده است. مثلاً .نیلی در سال 1995 بیان می‌كنند كه چون اثربخشی بیانگر میزان دستیابی به اهداف بوده و كارایی به این موضوع اشاره دارد كه منابع از نظر اقتصادی، چگونه برای كسب هدف بكار رفته‌اند، می‌توان آنها را دو بعد مهم عملكرد دانست. یعنی هم علل داخلی (كارایی) و هم دلایل خارجی (اثربخشی) برای بخشهای خاص عملكرد، می‌توانند وجود داشته باشند. از اینرو عملكرد تابعی از كارایی و اثربخشی فعالیتهای صورت گرفته است.

 

مدیریت کیفیت جامع و عملکرد کسب و کار


مدیریت کیفیت جامع و عملکرد

ارتباط بین TQM و عملکرد توسط دانشمندان متعددی مورد بررسی قرار گرفته است. در حالی که در بررسی رابطه بین TQM و عملکرد، محققان از انواع عملکردها استفاده کرده اند. مانند مالی، نوآوری، عملیاتی و عملکردکیفی. اگر چه اثرات TQM بر انواع عملکرد ها با هم سازگار نیست، عملکرد کیفی به طور کلی رابطه ای قوی و مثبت با آن داشته است. حامیان TQM مطرح میکنند که پیاده سازی آن نیز باعث تولید محصولات با کیفیت بالاتر خواهد شد.

 بر اساس دمینگ، کیفیت تعیین کننده اصلی موفقیت در محیط رقابتی است. مدیریت کیفیت شامل فعالیت هایی برای همه انواع شرکتهاست که در ارتباط با دستیابی به مزیت رقابتی است. در ادامه ذکر ادبیات، کانیاک نشان داد شاخصهای عملکرد کیفی که با TQM مرتبط است. کارکردهای TQM به ارتقاء عملکرد کیفی کمک می نمایند. شاخص های عملکرد کیفی؛ محصول / خدمات با کیفیت، بهره وری، هزینه ضایعات و دوباره کاری، تحویل به موقع مواد خریداری شده، و تحویل به موقع محصولات نهایی به مشتریان است. هدف از فعالیت های  TQMمانند درگیر نمودن کارکنان این است که به ترویج جنبه های انسانی سیستم مدیریت کیفیت به منظور انطباق با محیط در حال تغییر بپردازد.

تمرکز بر مشتریان و مدیریت فرایند نشان دهنده اجزای اصلی کیفیت هستند. کیفیت برای مشتریان مهم است. ویلکینسون مطرح می نماید که "اصطلاح TQM، مفهوم کیفیت باید نیاز مشتری را برآورده نماید. مدیریت فرایند یکی از عناصر اصلی در TQM است .مدیریت فرآیند، کیفیت محصول را در مرحله تولید بهبود می بخشد. مطالعات تجربی نشان می دهد که مدیریت فرایند به طور مستقیم و مثبت بر کیفیت محصول تاثیر می گذارد. علاوه بر این، رهبری مدیریت منجر به عملکرد با کیفیت از طریق پذیرش فرهنگ کیفیت توسط کارکنان می شود. از دهه 1980، مدیران عالی کیفیت را در فرایند برنامه ریزی استراتژیک برای دستیابی به مزیت رقابتی گنجانده اند.


فعالیت دیگر TQM که رابطه مثبت قابل توجهی با عملکرد کیفی دارد، رویکرد واقعی برای تصمیم گیری است. بسیاری از محققان دریافته اند، که اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده های کیفیت به طور قابل ملاحظه ای مرتبط با عملکرد با کیفی است. در مقابل رابطه بین عملکرد کیفی و بهبود مستمر آنچنان مهم نیست.  علاوه بر این، در سال 2004 پراجوگو و براون توجهات را جلب نمودند به رابطه قوی و مثبت بین فعالیت های TQM و عملکرد کیفی. آند پراجوگا و سوحال بر اهمیتTQM  و عملکرد کیفی تأکید نمودند.

ويژگي هاي يک سيستم ارزيابي عملکرد


 ويژگي هاي يک سيستم ارزيابي عملکرد مناسب

1- از اهداف استراتژيک پشتيباني کند:

 سيستم هاي ارزيابي عملکرد بايد از اهداف استراتژيک نشات گرفته باشند. در غير اين صورت اين سيستم ممکن است فعاليت هايي را پشتيباني کند که اثر معکوس بر اهداف استراتژيک بگذارد. به علاوه بايد به اين نکته توجه کرد که اگر در طول زمان، استراتژي ها تغيير يابند، برخي شاخص هاي عملکرد نيز تغيير خواهند کرد. در نتيجه نياز به انعطاف پذيري در اين سيستم ها احساس مي شود تا بتوان از اين طريق اطمينان حاصل نمود که سيستم ارزيابي عملکرد هميشه با اهداف سازمان سازگار است.

2- متوازن باشد:

 اين موضوع که سيستم ارزيابي عملکرد نبايد تنها از نقطه نظر مالي ديده شود بسيار حياتي است. يک سيستم ارزيابي عملکرد بايستي انواع مختلفي از شاخص هاي عملکرد را شامل شود تا تمامي جنبه هاي مهم براي موفقيت سازمان را پوشش دهد. لذا بايستي بين شاخص هاي مختلف توازن وجود داشته باشد. يعني به صورت متناسبي بر روي نتايج کوتاه و بلند ‌مدت، انواع مختلف عملکرد (نظير هزينه، کيفيت، تحويل، انعطاف پذيري و...) جنبه­هاي مختلف ( نظير مشتريان، ذي‌نفعان، رقبا، نوآوري و...) و سطوح مختلف سازماني (نظير عملکرد کلي و بخشي) تمرکز داشته باشد.

3- در مقابل بهينه سازي بخشي بايستد:

 از آنجا که شاخص هاي عملکرد بر روي رفتار کارکنان اثرگذارند ، مجموعه اي نامناسب از شاخص ها مي تواند به رفتار غير کارکردي از طرف کارکنان منجر شود. به عبارت ديگر، کارکناني که تنها در پي ارتقا و بهبود شاخص عملکرد مربوط به خود هستند، ممکن است تصميماتي بگيرند که در تضاد با خواسته هاي مديران باشد و بهبود در عملکرد واحد آنها به آسيب ديگر قسمت ها و يا حتي عملکرد کلي سازمان منجر شود. يک سيستم ارزيابي عملکرد بايد از اينگونه بهينه سازي ها جلوگيري کند.

4-  تعداد شاخصهاي عملکرد محدود باشد:

 براي ايجاد عملکرد مناسب ضروري است که تعداد شاخص هاي عملکرد محدود باشند. افزايش تعداد شاخص ها نياز به زمان تحليل بيشتري دارد. گردآوري اطلاعاتي که از آنها استفاده اي نمي شود يک اتلاف تلقي مي شود. بنابراين، ضروري است که تنها داده هايي که براي يک هدف خاص کاربرد دارند و هزينه گردآوري آنها از مزاياي مورد انتظارشان بيشتر نيست گردآوري شوند. همچنين افزايش تعداد شاخص هاي عملکرد، ريسک انباشت اطلاعات را افزايش مي دهد که اين امر موجب مي شود که امکان اولويت بندي شاخص ها وجود نداشته باشد.

5- دسترسي به آن آسان باشد:

 هدف يک سيستم ارزيابي عملکرد، دادن اطلاعات مهم، در زمان مناسب و به شخص مناسب است. لذا نکته مهم درباره اين سيستم ها آن است که بايد به گونه اي طراحي شوند که اطلاعات آنها به راحتي بهبود يافته و در دسترس استفاده کنندگان از آن قرار گيرد و براي آنها قابل فهم باشد.

6- شامل شاخص هاي عملکرد جامع باشد:

 يک شاخص عملکرد بايد هدف مشخص داشته باشد. به علاوه ضروري است که يک غايت مشخص نيز براي هر شاخصي تعريف شود و چارچوب زماني مشخص شود که در قالب آن بايستي به آن غايت نائل شد.


تهیه کننده: سامان فرج پور

انواع مدلهای ارزیابی عملکرد   


انواع مدلهای ارزیابی عملکرد  

بهبود در عملکرد فرد، گروه و یا سازمان نمی تواند رخ دهد، مگر اینکه راهی برای گرفتن بازخورد از عملکرد وجود داشته باشد. بازخورد از نتایج ارتباطات شغلی فیمابین کارکنان، گروههای کاری و یا درون سازمانی حاصل می گردد. اندازه گیری عملکرد برای یک کارمند، ایجاد ارتباط بین رفتار فردی و اهداف سازمان است. اندازه گیری عملکرد برای سازمان و یا واحدهای کاری آن مرتبط با تصمیم گیری ها و اهداف سازمانی است.

گفته شده است که قبل از اینکه شما بتوانید چیزی را بهبود بخشد، باید قادر به اندازه گیری آن باشید، این امر حاکی از آن است که آنچه شما می خواهید بهبود بخشید را باید به نوعی کمّی نمود . علاوه بر این، گفته شده است که بهبود در عملکرد فقط بواسطه اندازه گیری آن میسر است. در هر حال اندازه گیری، اولین گام در بهبود است. اما فرآیند کمّی سازی در ارزیابی میبایست جهت بروز اقدامات مثبت می باشد. لذا مدیران باید آگاه باشند که در صورت استفاده نادرست و یا ایجاد  وضعیتی اشتباه از کل ارزیابی ها، پیامدهای منفی در سازمان بروز خواهد کرد.

 مدیران باید قبل از اتخاذ به اقدامات ارزیابی عملکرد به مطالعه شرایط محیطی و تجزیه و تحلیل پیامدهای منفی بالقوه نیز بپردازند.

اندازه گیری عملکرد را می توان به دو نوع اساسی گروه بندی نمود:

1- آنهایی که مربوط به نتایج می شوند مثل: خروجی ها یا نتایجی مانند رقابت و یا عملکرد مالی

2- آنهایی که تمرکز بر عوامل موثر بر نتایج را دارند مثل: ورودی ها، کیفیت، انعطاف پذیری، بهره برداری از منابع و نوآوری

این نشان می دهد که چارچوب های اندازه گیری عملکرد را می توان در اطراف مفاهیم و عوامل شناسایی نمود.

اندازه گیری عملکرد کسب و کار معمولا در پنج عامل اساسی، اما در ارتباط با محیط تقسیم بندی می گردد:

1. پول که معمولا به عنوان سود اندازه گیری می شود.

2. روابط ورودی / خروجی های ارتباطات و یا محصولات.

3. تأکیدات مشتری مانند کیفیت.

4. نوآوری و انطباق در مقابل تغییرات.

5. منابع انسانی.

در این محدودهِ عملیاتی و در راستای  استاندارد اندازه گیری عملکرد فردی می توان به اقدامات بهره وری، اندازه گیری کیفیت، اندازه گیری موجودی، اقدامات مدیریت زمان، نگهداری پیشگیرانه، عملکرد نسبت به برنامه و بهره وری اشاره کرد.


 


                              اندازه‌گیری عملكرد کسب و کار



                               اندازه‌گیری عملكرد کسب و کار

امروزه اندازه‌گیری عملكرد مورد اقبال عمومی قرار گرفته است. همانگونه كه نیلای (2002) اشاره می‌كند از سال 1994 تا سال 2002، در هر پنج ساعت از هر روز كاری، گزارشها و مقالات جدیدی در زمینه اندازه‌گیری عملكرد منتشر می‌شد. در این مدت تعداد سایت‌های اینترنتی از حدود 200.000 مورد به بیش از 12 میلیون سایت رسید. همچنین شركت هوش کسب و کار برگزاركننده كنفرانسهای تخصصی در انگلستان، در این مدت حدود 90 كنفرانس در زمینه اندازه‌گیری عملكرد كسب‌وكار برگزار كرد و حدود 2700 نماینده از بیش از 1400 شركت مختلف در این كنفرانسها شركت كرده و حدود 5 میلیون دلار برای حضور این نمایندگان هزینه شد. افزون بر این مبالغ، باید به درآمد دیگر برگزاركننده‌های كنفرانس، ناشران، شركتهای فعال در زمینه تحقیقات بازار، فروشندگان نرم‌افزار و مشاوران اشاره كرد و واضح است كه اندازه‌گیری عملكرد كسب‌وكار به یك صنعت چند میلیون دلاری تبدیل شده است.