مدیریت باهوشترینها
مدیریت باهوشترینها

مدیریت باهوشترینها کار سادهاي نیست، ولی در عین حال غیرممکن هم نیست وکاری است که بسیاری از مدیران در طول زندگی کاریشان مجبور به انجام آن ميشوند.
مدیران ارشد امروزه همگی اهمیت داشتن باهوشترین کارکنان را درک ميکنند، ولی جذب کردن آنها به سازمان تنها نصف دردسری است که باید برای داشتن آنها متحمل شد. مدیران نه تنها باید برای جذب کردن باهوشترین افراد زحمت بکشند بلکه باید برایايجاد شرایطی در سازمان که افراد باهوش در آن بتوانند حداکثر بهرهوری و خلاقیت خود را داشته باشند هم زحمت بکشند.
این کار آسان نیست. اگر افراد باهوش یک مشخصه مشترک داشته باشند، آن خصیصه اين است که دوست ندارند کسی آنها را مديريت کند. بنابراين شما به عنوان مدير سازمان دراين مورد با مشکل مواجه خواهید شد.اين مشکل با جهانی شدن افزایش هم پیدا کرده است. افراد باهوش بسیار بیشتر از قبل محل کار و زندگی خود را تغییر ميدهند. بهاين ترتیب آنها فرصتهای بیشتری برای کار کردن هم در اختیار دارند. آنها نمينشینند منتظر حقوق بازنشستگی شان باشند. آنها ارزش خودشان را ميدانند و انتظار دارند شما هم آن را بدانید. افراد باهوش حد زیادی از حمایت سازمانی و ارزش دادن به ايدههایشان را نیازمندند. آنها در عین حال به آزادی عمل کافی برای آزمایش کردن و شکست خوردن نیاز دارند. آنها ميخواهند که رهبرشان هم حدی از هوش قابل قیاس با آنها داشته باشد، ولی در عین حال دوست ندارند که مديرشان از خودشان باهوشتر باشد. مسلما افراد باهوش تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند، ولی در عین حال دارای برخی خصوصیات مشترک هم هستند.
سلام